زنگ پروزا
غلامرضا صنعتگر
0:00
خانه / آهنگ ها / وطن / غلامرضا صنعتگر / غلامرضا صنعتگر زنگ پرواز
غلامرضا صنعتگر زنگ پرواز
غلامرضا صنعتگر زنگ پرواز
Gholamreza Sanatgar Zang Parvaz
تو کوچههای شهرشون باده که شروه خونه
این خاک مینابه که تا همیشه لاله گونه
چه هرمی داره داغی که روی دلش گذاشتی
آتیش گرفت الهی آتیش بگیری زمونه
چن روزه که جنازه رو جنازه هی میارن
از مدرسه، اونم جنازههای دخترونه
مگه بنا نبود عروس بشین حنا ببندین
یکی از این شبا حنا به دست و پا ببنیدن
طبق کشا براتون الماس و طلا بیارن
دستتونو تو دست جاشوای ما بذارن
کل بکشن دم بگیرن
نون و پنیر آوردیم
سوار اسب نقره زین دختراتونو بردیم...
نون و پنیر گفتم و گر گرفت دلا سراسر
لقمه تو راستی خورده بودی یا نه عمر مادر؟
نسپردنت از مدرسه یه راست بیای به خونه؟
نگفتنت که رسم این دنیا عروس کشونه؟
منو چه به شروه خونی از دخترای بندر
که روضه خون داغشون زن جنوبی مونه:
چه هُرمی هَستَه داغی که روی دلی نوهاشو
درست اَگن زمونَه دستی تو طاغار خونه
خاک و خُلِن تو دهنت یا که نقل و نباتِن
چه توری بستِن به سرت چه خلخالی به پاتِن
تاریخ ثبت: 1405/1/27
نویسنده: میفا موزیک
جزئیاتی از این هنرمند یافت نشد!
[[ comment.description ]]
[[ reply.description ]]